محمد حسن خان اعتماد السلطنه

521

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

و در روز يكشنبه 14 محرم 1313 درگذشته است . محمد حسن خان در 21 شعبان 1259 متولد و در نه سالگى وارد دار الفنون شد و در همان حال بموجب حكم عزيز خان مكرى به درجهء وكيلى در رشتهء پياده‌نظام كه رشتهء تحصيلى او نيز بود نايل آمد . پس از وليعهد شدن امير قاسم خان پسر ناصر الدين شاه و جيران ، محمد حسن خان نيز يكى از نوكران آن طفل به قلم آمد ( 1271 ) . در موقع حكومت پدرش در خوزستان ، محمد حسن خان كه شانزده سال بيشتر نداشت به منصب سرهنگى ارتقاء يافته به رياست قشون و نيابت حكومت خوزستان منصوب شد و در هفده سالگى حاكم شوشتر شد ( 1276 ) . در 1278 كه پدرش وزير عدليه گرديد او هم معاونت پدر را يافت . در 1280 به سمت نيابت دوم سفارت به پاريس رفت و دو سال هم در آنجا نايب دوم سفارت بود . در 1284 پس از چهار سال اقامت در پاريس و تحصيل در ضمن خدمت ، به ايران آمد و به‌سمت پيشخدمتى و مترجمى حضور شاه تعيين شد و در ضمن گاهگاهى مطالبى براى روزنامهء ملتى عليقلى ميرزا ترجمه مىنمود . در 1288 به رياست كل دار الطباعه و دار الترجمهء دولتى تعيين و ملقب به صنيع الدوله شد . به مناسبت صنعت طبع كه در اختيار او بود عمل جرايد نيز به عهدهء وى محول گشت و اولين روزنامه‌اى كه زير نظر او منتشر شد « ايران سلطانى » نام داشت كه به اختصار آن را « ايران » مىگفتند . در 1298 مكتب مشيريه را به نام حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار و براى تدريس زبانهاى خارجى در طهران تأسيس كرد . در سفر اول ناصر الدين شاه به اروپا از همراهان شاه بود و پس از بازگشت معاونت وزارت عدليه را به او دادند ، چه وزير عدليه امامقلى ميرزا عماد الدوله پدرزن او بود . چندى بعد در همين سال منصب مقدم السفرائى ( به كسردال ) را به او دادند يعنى كسى كه سفرا را به حضور شاه هدايت و آنها را معرفى مىكند به علاوه ادارهء امور باغها و عمارات دولتى نيز به عهدهء وى گذاشته شد . در 1297 ادارهء احتساب طهران نيز ضميمهء ساير مشاغل وى گرديد . در صفر 1299 جزء اعضاء مجلس شوراى دولتى و در غرهء جمادى الاولى داخل وزراء شد . در اول محرم 1300 روزنامهء مصور شرف را تأسيس كرد و در همين سال به وزارت انطباطات و دار الترجمهء دولتى منصوب گشت و تا آخر عمر در اين سمت بود . در 1304 لقب اعتماد السلطنه كه ابتدا لقب پدرش بود به او داده شد و او دربارهء اين لقب و كسانى كه آن را داشتند در چند جاى يادداشتهاى خود اشاراتى تعصب‌آميز دارد . نسبت به امين السلطان و ميرزا نظام الدين كاشانى و ميرزا علينقى حكيم الممالك